تولد..........رودک
امشب تولد یک سالگی غزل کوچولوی من(دختر پسرخالم) بود.........خوشگل شده بود با یک کفش ورنی قشنگ......تازه یاد گرفته رو دو تا پای کوچیکش که کمی دور از هم و باز نگه میداره بایسته و دست بزنه........در چشماش شادی و برق خاصی بود و با موهایی که با یک کلیپس زیبا بالای سرش جمع شده بود....خیلی ناز شده بود........با مژه هایی بلند.به راستی چه معصومیتی در چهره بچه ها موج میزنه.......
کمی از بدجنسی های ما بزرگتر ها هم در وجودشان نیست.
امشب برای اولین بار جاده لویزان رو تا رسیدن به ویلای رودک رانندگی کردم.....جاده ای باریک و پیچ در پیچ با گردنه های خطرناک.........ولی زیبا و خنک.......از زیبایی های ویلا هم هر چی بگم کم گفتم.
هوا....غذا و جو عالی بود به ویژه اینکه خانواده ام هم از رشت اومده بودند و همه دور هم جمع بودیم.......زن پسر خالم که رزیدنت سال یک قلبه از جو خوب بیمارستانش تعریف میکرد و اینکه چقدر راضیه.........که باز هم من رو به فکر فرو برد........ایکاش داخلی زده بودم.....هر رشته ای بر جراحی شرف داره به ویژه برای خانوم ها.به هر حال........روزهای مهمی رو میگذرونم.....باید تصمیم خودم رو قطعی کنم.....ولی این بار دقت بیشتری میکنم.
امشب هم جزو شب های خاطره انگیز برام بود و همیشه در خاطرم خواهد ماند.جشن تولد یک سالگی غزل.
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر ۱۳۸۸ ساعت 1:57 AM توسط مریم